اشعار و عاشقانه های حامد نیازی

تبلیغات




عاشقانه

دوشنبه 2 اسفند 1395


 


تاس ها را ریختیم
نگاهم کرد و گفت
زندگی ات را می بازی ها
گفتم شما مراقب خدایی ات باش!
گفت اصلا از اول مال من بود!
گفتم دوباره به دستش بیاور!
گفت هنوز شانس داری با چیزی عوضش کنی!
با یک دریا قورمه سبزی؟
یک کوه ته دیگ!
یک آبشار نوشابه!
گفتم خدا جان
مراقب خدایی ات باش عزیزم!
گفت پس بریز
ریختم
جفت عشق آمد!
با رمز مقدس یا چشمهایش!
گفتم خدا جان،
ما که رفتیم؛
اما میگویم برای شام قورمه سبزی بپزد
امشب شام میهمان ما...

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

دوشنبه 2 اسفند 1395


 


دیر نیست
دور هم نیست
که چارقد گلدارت را پهن کنی توی حیاط و بگویی
بس است زمستان
دیر نیست
دور هم نیست
که چشم در چشم خدا بگویی
کمی بهار لطف میکنید؟
دلها را سرما بغل کرده!
دیر نیست
دور هم نیست
که خدا بگوید
شما و چارقدتان صاحب اختیارید!
خب
قدم رنجه میکنید توی حیاط حالا؟

#حامد_نیازی




عاشقانه

یکشنبه 1 اسفند 1395


 

حالا که صبح ها میپرسی
دیشب چه نوشته ای و...
یادم نیست!
حالا که فراموش میکنم کجا برایت مرده ام...
کجا تورا بوسیده ام...
چه ساعتی از کنارم رفته ای که اینگونه سرما تنم را در آغوش کشیده!
حالا که فراموش میکنم امشب قرار است چه رنگی برایم بپوشی!
حالا که بعد از چشمهایت کور رنگی دارم!
زیبای،مهربان،ظالمم!
تو هم،
امشب اولین عاشقانه ام را تن کن
اولین شعری که برایت نوشتم را؛
این شب ها به من؛
مجال برای باز کردن هیچ دکمه ای نمی دهد!
دوستت دارمم را بپوش که عریان و پیداست!
ای پنهان ترین عریان هستی!
دوستت دارمم را بپوش که...
هوا کمی زیادی بی تو سرد است!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

شنبه 30 بهمن 1395


 


شما که کارت درست است
شما که زیبایی
شما که همه ی خوبی ها را قبضه کرده ای
شما که "گلبهی" میپوشی بستنی از خجالت آب میشود!
شما که جلو نشسته ای و کنترل را گرفته ای دستت!
شما که همه را زده ای،کشته ای،برده ای!
شما که اصلا با خدا سر و سِر داری!
یک زحمت کوچک برای من عاشق دل خسته ی زار بکش؛
در گوش خدا بگو برف زیاد ببارد
تا کار تعطیل شود!
از خانه به بهانه ی سرکار رفتن بزنم بیرون
بروم پشت پنجره کمی تماشایت کنم!
آخر...
دیشب از شعر نیمه نوشته ای که روی میز جا گذاشته بودم شنیدم،
وقت جمع کردن لباس ها از روی بند،
پیراهن های مرا اول در آغوش میکشی
بعد عطرش را در ریه هایت جا میدهی بعد جمع میکنی!
دلم خواست این صحنه را خودم ببینم!
شاید آن شعر به تو حسادت کرده!
شاید هم پیراهن ها را بیشتر دوست داری؟
من مشکوکم!
اصلا شما بگو برف زیاد ببارد!
باقی ش با من!
خب
امری،فرمایشی؟
فدایت...
دلت کوک!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

شنبه 30 بهمن 1395


 


پشت ابر پاره ای
دزدکی نگاه میکردم
خدا همه فرشته هایش را مرخص کرد و گفت
این یکی کار شما نیست
ظرف هایش را چید و شروع کرد
کمی شب برای چشم هایش
کمی موج برای موهایش
کمی اقاقی برای لبهایش
اینجای معجون لبخندی زد و خواست کمی غرور اضافه کند که دستش لرزید و...
ابروهایش را بالا انداخت!
دستی به ریشش کشید و گفت:
چاره ای نیست!
کمی دریا برای دلش و کمی رنگین کمان برای احساسش!
دورو برش را نگاه کرد و وقتی خیالش راحت شد که کسی نیست،
تو را از میان معجونش بیرون کشید!
دستی به گونه ات زد و گفت
خوش آمدی زیبای مغرور!
تو،اینگونه آمدی!
من،خودم دیدم!
خدا،سر شاهد است!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

شنبه 30 بهمن 1395


 


اول تو بوده ای یا خدا؟
من کار دستی کدامتانم؟
اگر خدا،پس چرا هر چه تو میخواهی ام؟
و اگر تو...
خدا کجای هستی ست؟
اول خدا بوده یا تو؟
گمان کن از آتشم و
محو چشمهایت بوده ام که سجده نکردم!
گمان کن شیطانم و قرار است بروم توی جلدت!
من،در جلد تو!
خدا هم مرا با فرشته هایش اشتباه میگیرد این بار!
من در جلد تو...
رستگاری در عصر جمعه؟
من ثابت میکنم شیطان هم میتواند در جلد تو عابد شود!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

چهارشنبه 27 بهمن 1395


 


گفتی زود بر میگردم
میدانم رفته ای دو تا نان بگیری و برگردی
اما همین رفت و آمد کوتاه
هم دلم را بهانه گیر میکند
اوقاتم تلخ میشود
شعرهایی که پر از نام توست را برای این وقت ها مینویسم!
شیرین مثل قند
همرنگ چشم هایت!
ترانه ای آبی با طعم عسل!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

چهارشنبه 27 بهمن 1395


 


دیشب دعوایم کرد،صدایم زد؛
چشم غره رفت!
خدا را میگویم!
گفت چکار میکنید شماها...
چطور می شود
که روز ها که جدایید،حسابم درست است!
و شب ها باید دنبال یکی تان بگردم
چرا حساب و کتابم درست نیست؟
شما چند روحید در چند بدن؟
و نمیدانی...
آنجا هم با لبخندی شیطنت آمیز،زبانم را بیرون آوردم!
خدا گفت بلند فکر کن!
چرا خندیدی؟
و من فقط آرام نگاهت کردم که زیر پولک ستاره تاب میخوردی!
خدا گفت
خب!درست شد!انگار حق داری!
برو دنبال عاشقی کردنت
بلند هم فکر نکن!
فکر به این زیبایی فریاد زدن نمیخواهد!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

سه شنبه 26 بهمن 1395


 


آدم؟
حوا؟
هوا که روشن بود،من کسی را ندیدم
جز خدا که نشسته بود و چند فرشته نقاشی میکرد!
جز تو که سرت را روی زانویم گذاشته بودی و جز من که غرق بودم در حیرت!
سخن گفتن نمی دانستیم هنوز ؛
داشتم با انگشتانم انگار روی تن بهاری ات دنبال چیزی می گشتم
به لبهایت که رسید سر انگشتم،بوسیدی اش،
دلم ریخت!ترسیدم انگار!گونه هایم از خجالت سرخ شد!
خدا با مهربانی گفت چیزی نیست؛
جمعش میکنیم با هم!
چشم هایم برقی زد و نگاهت کردم که نگاهم میکردی!
خدا گفت اصلا شما بروید،امروز روز شماست انگار!
گفتم روز ما و تو لبخند زدی!
خدا چمشکی زد و گفت روز #عشاق!
حالا یادت آمد شروع ماجرا را؟

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته
#ولنتاین
#valentines_day




عاشقانه

دوشنبه 25 بهمن 1395


 


هر روزی که سرد بود؛
قهوه ات را نیم خورده رها کردی...
پشت پنجره ایستادی؛
سیگار را بوسیدی و با خشم فریاد زدی:
چرا دوستم نداری لعنتی؟
هر روزی که با بغض و بدون حرف
رفتی و در را نبستی
پالتو نپوشیده به سرما و تنهایی خیابان پناه بردی
هر روزی که هر چه برگشتی و نگاه کردی پشت سرت نبودم!
هر روز که با این حال خراب رسیدی به کافه ی همیشگی
نشستی و دیدی بدون سفارش دو فنجان قهوه آماده است
هر روزی که بی هوا گونه ات را بوسیدم و گفتم
ترنج خاتون جان...
سرد است
قهر هم میکنی لباس گرم بپوش!
آن روز
هر روز!
روز عشق است!
نه؟


#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته
#ولنتاین
#valentines_day




عاشقانه

یکشنبه 24 بهمن 1395


 


بیا،
بمان؛
دوستم نداشتی هم خیالی نیست!
من به اندازه ی جفتمان دوستت دارم
من به اندازه ای که
ابر باران را
دریا موج را
موهات انگشتانم را
پیراهنت تنم را دوست دارد،دوستت دارم!
من تو را قدر همان لحظه که نباید، دوست دارم!!
ممنوعه ترینم؛
باش و حظ کن که،
خدا هر روز معجزه هایش را روی من تمرین میکند!
برای چشمهایت خلقم میکند و برای نفس هایت می میراند!
راستی ممنوعه ترینم...
دوستت دارم!

#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته




عاشقانه

شنبه 23 بهمن 1395


 


روزی که رفت
با
شبی که برگشت
خیلی فرق داشت!
روزی که رفت
با
شبی که برگشت
خیلی فرق داشتم!
او دوستم نداشت و داشت
من دوستش داشتم و نداشتم!
به همین گنگی
به همین وحشتناکی!

#حامد_نیازی





نمایش صفحه ی 1 از 23
 
سلام رفقا
این وب تنها وب رسمیه منه
و بقیه وب ها و پیج ها فیک و تقلبی هستن
لطفا در صورت مشاهده پیج ها و وب های دیگه
اون هارو ریپورت کنید تا مسدود بشن
راه های ارتباطی
صفحه اینستاگرام من : حامد نیازی
کانال تلگرام من : دل کوک