عاشقانه های حامد نیازی

تبلیغات




عاشقانه

پنجشنبه 30 شهریور 1396


 

دوست داشتنِ تو کارِ ساده ای نیست
بگو،چگونه...
این حجم زیبایی را‌ در چشم هایم‌
و تمامِ رویایت‌ را در سَرَم جا دهم؟
چگونه موجِ موهات غرقم نکند؟
و دست هات تمامِ دنیایم را‌ نگیرد؟
چطور تمامت را در رگ هایم جاری ‌کنم؟
دوست داشتنِ تو کارِ سختی ست!
بگو،چگونه...
دوستت دارم ها را در دهان نگه دارم؟
چطور آینه ی دلم چشم‌هایت را تاب بیاورد؟
ساده نیست که آب در دلِ دریایی ات،
تکان نخورد!
مرد میخواهد دوست داشتنِ تو
و شعر میخواهد خواندنت!
من...
تنها من،
عاشقِ سخت‌ترین ‌کارِ دنیایم...
یعنی دوست داشتنِ تو...

#حامد_نیازی




عاشقانه

سه شنبه 28 شهریور 1396


 

از لبهات ‌افتاده بودند
گرم بودند هنوز وقتی پیدایشان‌ ‌کردم
آرام از جیبم بیرونشان آوردم
آرام‌تر‌ در دل باغچه پنهانشان ‌کردم
و آرام‌تر از آرام چون ابری دلداده، عاشقانه باریدم!
خدا گفت چه بود؟
گفتم‌ چند دانه دوستت دارم!
گفتم خب...
گفت کمی صبر کن تا...
پاییزی خلق ‌کنم که در آن
تمامِ عاشقان از رفتن بیایند!
بی قراری ها قرار شود!
و دور ها نزدیک!
پاییزی خلق کنم‌ که
که شعرهای رنگی روی شاخه ها بشکفد
دوستت دارم از آسمان ‌بجوشد
و عشق بشود حرف حسابِ دنیا!
ناگهان دیدم خدا
دست هاش را دو طرف صورتش زده،
و زیر لب میگوید..
لطفا کمی زودتر...
کمی زودتر!

#حامد_نیازی




عاشقانه

دوشنبه 27 شهریور 1396


 

که هستی؟
که به باران ‌میگویی بیا
ابر میبارد
به عشق میگویی بیا
پاییز ‌میرسد
به شب میگویی بیا
خواب ‌میپرد
که ‌هستی‌؟
که به خدا‌ میگویی بیا
اقاقی جوانه‌ میزند
به مستی ‌میگویی بیا
تاک سَر در خُم‌ میکُند
و به شعر‌ میگویی بیا
من ‌میرسم با قلبی ‌که ‌تو را میخواند!
که‌ هستی که زمین دورِ چشمهایت ‌میگردد و ‌ماهتاب رو به لبهایت در سجود است!؟
کیستی...
که جز عشق تو را هر‌چه بنامم کفر است!

#حامد_نیازی




عاشقانه

یکشنبه 26 شهریور 1396


 

در را ببند
چراغ را بکُش
پرده را بکِش
و به پنجره بگو...
هیس!
شعر ها را مخفی کن
دکمه هایت‌ را ببند
پنهانم ‌کن میانِ آخرین سطرِ اندامت!
یا نه!
روی سینه ات!
به خدا بگو اینجا ‌نیست!
نبود!
نیامد!
وقتی رفت...
من دیگر تو را ‌نفس کشیده ام!
و تو به من زندگی بخشیده ای!
تبریک ‌عشقِ من...
ما از خدا هم‌ گذشتیم برایِ ما شدن!

#حامد_نیازی

 




عاشقانه

پنجشنبه 23 شهریور 1396


 

میگویم دوستت دارم،
طوری نگاهم کن
گویی خدا...
بنده ای را وقتِ عبادت می نگرد!
همان قدر عاشقانه،
همان قدر مهربان،
لبخند بزن و بگذار تماشایت کنم
چون عاشقی که...
وقتِ باران به آسمان چشم دوخته
همان قدر با لذت
همان قدر پُر آرزو
دستم را بگیر و بگو دوستم داری،
طوری که خدا در آینه بِنگرد و به خویش‌ بگوید
"دو نفر" آفریدنِ این ها از ابتدا اشتباه بود!


#حامد_نیازی




عاشقانه

چهارشنبه 22 شهریور 1396


 

عشق باید به من بیاموزد،
چگونه بیش از این تو را دوست بدارم و‌ نمیرم!
چگونه تنها تو را ببینم!
تو را بخواهم.
عشق باید به من بیاموزد،
چگونه بیش از این تو را ببوسم و تمام‌ نشوی!
چگونه تنها از آن‌ِ من باشی و کم‌ نیایی!
تو را زندگی ‌کنم.
عشق باید به من بیاموزد،
چگونه عاشق باشم،
و‌گرنه از منِ دیوانه ی‌تو بیش از این بر‌نمی آید،
که گوش دنیا را پُر کنم از تو و
حرفهایی که خودت به جانم انداخته ای!
عشق باید به من بیاموزد تو را...

#حامد_نیازی




عاشقانه

سه شنبه 21 شهریور 1396


 

تو می باری
باران از خجالت آب‌ می شود
من عاشق می شوم
و خدا از ذوقِ "ما" شُدَنمان
لاله ها را در سبدِ بهار می چیند!
تو می باری
پنجره به هوای عطر موهات آغوش باز میکنند
من تو را نفس ‌میکشم
و خدا نگاهت ‌میکند و برای موهای خیسِ روی صورتت شعر میگوید!
تو می باری و
جهان به همین زیبایی می شود که‌گفتم!

#حامد_نیازی




عاشقانه

دوشنبه 20 شهریور 1396


 

تو را که‌ میبینم...
زبانم‌ مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان سوزنش ‌گیر ‌میکند!
و چشم هایم‌ مثلِ
چراغ زنبوریِ قدیمیِ بی بی پِت ‌پِت!
تو را که میبینم دوست دارم ‌بگویم،
چقدر ‌شما را...
اما نگاهم سُر میخورد روی کفشهات
و زیر لب ‌میگویم ‌لعنت به این ‌کلمات!
شاید باید بگویم شما را‌ خیلی...
که‌ انگار شعر می پَرَد در گلویم...!
و وای به این سُرفه‌های ‌مُمتَد!
کاش بدانی...
این ‌نگفتن ها یعنی عشق
این ‌سُرفه ها یعنی ‌دوستت دارم
و این بیماری یعنی عاشقی!
کاش بدانی بعضی حرفها را نباید گفت
باید چشید
مانندِ طعمِ گَسِ لبهات!

#حامد_نیازی




عاشقانه

شنبه 18 شهریور 1396


 

دعا میکنم برایت
حالی شبیهِ حالِ مَرا...
که از پیش چشم هایت دور‌ نگردم
که عطرم از هوایت کم ‌نشود
که نسیم عطرِ آغوش بیاورد برایت
دعا میکنم برایت
حالی شبیه حالم را
که رویا ببافی
که بوسه بِکاری
که دوستت دارم‌ بچینی
دعا میکنم برایت حالِ این لحظه ام را
که لبخند لبهایت را ببوسد
که شعر چشم هایت را بخواند
که گرمای نفسم به تنت بپاشد
دعا میکنم برایت بی قراری را...
عشق را
و عشق را!

#حامد_نیازی




عاشقانه

چهارشنبه 15 شهریور 1396


 

کمی به من ‌فکر ‌کن
بگذار دهانت طعم بوسه ‌بگیرد
و پیراهنت عطرم را در آغوش‌ بکشد!
کمی به من فکر‌ کن
بگذار خیالِ خدا را راحت‌ کنیم
که "ما" میدانیم "عشق" را!
به من فکر‌ کن و
کمی دوستت دارم بپاش به لحظه هایت
تا ببینی
آسمان همیشه همین رنگ نیست
گاهی
آبی تر از آبی ست!
دریا تر از دریاست!
گاهی آسمان...
در جیب چپِ پیراهنم جا میشود!
به من فکر‌ کن تا...
آسمان را زیر پایت فرش‌کنم!

#حامد_نیازی




عاشقانه

سه شنبه 14 شهریور 1396


 

زنی‌ دلم را لرزاند!
بی هوا گفت دوستم دارد
دلم ریخت روی دامَنَش
و گلهای دامن از خنده اش شکفتند!
زنی که دلم را لرزاند،
در آغوشِ یک بغل گل راه میرود که...
پیاده رو ها از فرطِ مستی زیرِ قدم هایش میرقصند!
گلهایی که عطرِ شعر میدهند و
چون شراب مست میکنند!
زنی که دلم را لرزاند
یک خدای زیباست!
که حرف هایم طعم نفس هایش را میدهند!
و نوشته هایم رنگِ چشمانش را دارند!
دوستش دارم،
زنی که دلم را لرزاند...
حتی اگر خیالی باشد محال!

#حامد_نیازی




عاشقانه

دوشنبه 13 شهریور 1396


 

‌گذشته بود آب از سر آفتاب!
و شعر زیاد نوشیده بودم انگار...
تلو تلو،سر به مشرق،پا به ‌مغرب!
و سیگار بینِ انگشتانم
چقدر هوس انگیز طلبِ بوسه میکرد!
من می دیدم‌
که ستاره ای دنباله دار
گیسِ مهتاب را میبافد!
می دیدم که از پنجره،
دریا به اتاق سَرَک ‌میکشد!
می دیدم که عطرِ بهار نارنج در اتاق راه میرود!
و خدا روی طاقچه،کنارِ شمعدانیِ سُرخ،
دراز کشیده و بلند بلند غزل میخواند!
اما...
روبروی آینه ‌که ایستادم،
میانِ چشمهایم...
تنها‌ تو را دیدم که...
دکمه ی آخرِ پیراهنت را باز میکنی!

#حامد_نیازی





نمایش صفحه ی 1 از 40
 
سلام رفقا
این وب تنها وب رسمیه منه
و بقیه وب ها و پیج ها فیک و تقلبی هستن
لطفا در صورت مشاهده پیج ها و وب های دیگه
اون هارو ریپورت کنید تا مسدود بشن
راه های ارتباطی
صفحه اینستاگرام من : حامد نیازی
کانال تلگرام من : دل کوک